تبليغاتX
درد دل
گریه قطره ی درخشانی است در برابر بی وفایی زمانه.
Begin WebGozar.com Counter code -->
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1384ساعت 3:39  توسط محدثه | 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1384ساعت 3:22  توسط محدثه | 
 

Go to fullsize image

Go to fullsize image

.

باري طلوع پاك تو در آن شب سياه
شايد بشارت از دم صبح سپيد بود
وقتي طليعه تو درخشيد
از پشت كوهسار توهم
ديدم كه اين طلوع
زيباترين سپيده صبح اميد بود
اي سركشيده از دل اين قير گونه شب
بر آسمان بر آي و رها كن
زر تار گيسوان زر افشان را
همچون شهابها
بر بيكران سپهر
با شب نشستگان سخن از آفتاب نيست
آنان كه از تو دورند
چونان به شب نشسته شب كورند
تو
خورشيد خاوري
جان جهان ز نور تو سرشار ميشود
همراه با طلوع تو اي آفتاب پاك
در خواب رفته طالع من
اين خفته ساليان
بيدار ميشود
اي آيه مكرر آرامش
هنوز ميخواهمت
آري هنوز هم
درياي آرزو
در سينه شكسته من موج مي زند
اي يار خوب جو
راهي به دل او  بجو

Go to fullsize image

مسجد مقدس جمکران

Go to fullsize image

 

 

Go to fullsize image

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم شهریور 1384ساعت 1:46  توسط محدثه | 
 

از سهراب سپهری

در جوي زمان، در خواب تماشاي تو مي‌رويم.
سيماي روان، با شبنم افشان تو مي‌شويم.
پرهايم؟ پرپر شده‌ام. چشم نويدم، به نگاهي تر شده‌ام.
اين سو نه، آن سويم.
و در آن سوي نگاه، چيزي را مي‌بينم. چيزي را مي‌جويم.
سنگي مي‌شكنم، رازي با نقش تو مي گويم.
برگ افتاد، نوشم باد: من زنده به اندوهم. ابري رفت،
من كوهم: مي‌پايم. من بادم: مي‌پويم.
در دشت دگر، گل افسوسي چو برويد، مي آيم، مي‌بويم

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم شهریور 1384ساعت 10:5  توسط محدثه | 

خدایا !

با من باش ! تنهایم و غمگین ! مرا آنی به خود وامگذار !

محبوبم !

اگر با من باشی ؛ چه کسی می تواند علیه من باشد؟؟

اگر من با تو باشم ؛ چگونه ممکن است مشکلات بر سرم فرود آیند و از میان برداشته نشوند؟؟

خدایا !

گناه آلودم و سراسر گناه ! اما می دانم اگر نگاه رحمتت را بر من بیفکنی قلب من چون برف ؛ سپید و پاک خواهد شد. و آن گاه به حضور پرنورت راه خواهم یافت.

پروردگارا !

غمگینم ، شادم کن.

دلشکسته ام ، آبادم کن .

گمراهم ، هدایتم کن.

و

ناتوانم ، استوارم گردان!!!!

محبوبم! چه هدیه ای می توانم به درگاهت پیشکش کنم ؟

تمام هستی و دارایی ام کافی نیست.

معشوقم ! تنها می توانم حلقه ی گلی از اشک هایم را برایت آورم که هر قطره ی آن نجوا می کند :

(( معبودم ! قلبم از عشق تو شکسته است. در بی کران عشقت ، خود را از یاد می برم و هیچ می شوم ، هیچ .... ))

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم شهریور 1384ساعت 9:41  توسط محدثه | 
 

 

Go to fullsize image

Go to fullsize image

Go to fullsize image


تعداد والدين تك فرزند روز به روز در حال افزايش است؛ اما نبايد از ياد برد كه داشتن يك فرزند بهتريا بدتر از داشتن چند فرزند نيست و تك فرزندي نيز چون چند فرزندي مزايا و معايبي دارد. خانواده هاي تك فرزندي بر مسائلي خاص تأكيد دارند كه ممكن است در خانواده هاي چندفرزندي وجود نداشته باشد.

پرورش كودك از 2 عامل تاثير مي گيرند، عواملي كه حضور دارند و عواملي كه غايب هستند. كودك تك فرزند در خانواده اي رشد مي كند كه افراد بالغ در آن حضور دارند و كودك ديگري نيست كه بتواند با او ارتباط برقرار كند. هر دوي اين عوامل، نقشي مهم در پرورش كودكان تك فرزند دارند.
كودك تك فرزند به طوركامل مورد توجه و علاقه والدين است. اين عامل سبب مي شود كودك احساس كند شخصي مهم است. مزاياي بزرگ شدن در خانواده هاي تك فرزند چنان است كه كودك مي گويد من دوست دارم تنها فرزند خانواده باشم، هيچ رقيبي نداشته باشم و كسي حسادت مرا تحريك نكند. نياز نباشد با كسي دعوا كنم تا بتوانم وسيله اي را كه دوست دارم، تصاحب كنم. كودكاني كه در خانواده تك فرزند زندگي مي كنند احساس امنيت واعتماد به نفس زيادي دارند.
عامل ديگري كه در زندگي كودك موثر است، حضور در خانواده اي است كه فقط شامل افراد بالغ است. اين كودكان پيش از زمان معمول سخن گفتن را آغاز مي كنند و روحيه اجتماعي نيرومندتري دارند. آنان از والدين خود تقليد و همچون بزرگسالان رفتار مي كنند، به گونه اي كه تحسين و تعجب ديگران را برمي انگيزند. كودكان خانواده هاي تك فرزند معمولاً بلوغ زودرس دارند. بلوغ اجتماعي اين كودكان نيز ممكن است به حال آنان مفيد باشد. آنها زودتر از ديگر كودكان با مسائلي مواجه مي شوند كه برخورد با آنها در سنين بالاتر ناگزير است. مسائل و ديدگاه هاي خود را براحتي بيان مي كنند و قادرند به والدين خود كمك كنند. آنها زودتر از ديگر كودكان به فعاليت اقتصادي مشغول مي شوند و از كار كردن خجالت نمي كشند. اين كودكان با آمادگي و تجربه زياد به سن بلوغ پا مي گذارند.
معايب يكي بودن
يكي ازمعايب تك فرزند بودن، تأثير آن بر مراحل رشد كودك است. اين كودكان كسي را ندارند تا با او رقابت يا بازي و دعوا كنند. آنها دوست و همدمي در منزل ندارند، بنابراين برخي از احساسات را تجربه نمي كنند و فرصتي براي كنترل و مديريت آنها نخواهند داشت.
بلوغ روحي و رواني، پديده اي كاملاً ارثي نيست بلكه اكتسابي است. اين بلوغ مواردي همچون شناخت خود، ميزان واقع بيني و انتخاب موثر را شامل مي شود و براحتي به دست نمي آيد، بلكه به تجربه هايي سخت و طاقت فرسا نياز دارد. كودكي كه تك فرزند خانواده است كمتر با مشكلات مواجه مي شو دو در عوض تجربه كردن شكست، ناكامي، رانده شدن و... قرار نمي گيرد و شرايطي را كه لازمه بلوغ روحي، رواني است، تجربه نمي كند.
تمايل والدين به حمايت ازتنها فرزندشان، مانع از آن مي شود كه فرزندشان عواقب اشتباهات خود را بيازمايد و مسئوليت عمل خود را بپذيرد. آنها هيچ گاه در مقام انتقاد از فرزندشان برنمي آيند، با او مخالفت نمي كنند و همواره تسليم خواسته هاي او مي شوند تا از اين طريق مانع ناراحت شدن او شوند. اين والدين مي گويند: فرزندمان هم مثل ما دوست ندارد ناراحت شود؛ بنابراين با هم معامله مي كنيم تا هيچيك از ما آزار نبيند. حمايت بيش از حد اين والدين، فرزند رابا روحيه حساس و ضعيف تربيت مي كند. هر چه حمايت آنها از تنها فرزندشان بيشتر شود، قدرت و تحمل وي در رويارويي با مشكلات كاهش مي يابد و از اين رو بسيارشكننده و آسيب پذير مي شوند. در چنين روابط حساس و پراضطرابي است كه تك فرزند از آزمودن احساساتي كه در روابط بين خواهر و برادر شكل مي گيرد، محروم مي ماند.
مسابقه براي چيرگي يافتن بر ديگران، رقابت با خواهر يا برادر در جلب رضايت والدين، مسخره كردن ديگران براي تحقير آنها، توهين به ديگران براي اثبات برتري خود، درگيري براي كسب حق تقدم و بهره مندي بيشتر از مزايا، درددل كردن با خواهر يا برادر، مشاجره در باره اختلاف و تبعيضي كه بين او و خواهر يا برادرش وجود دارد، درگيري با خواهر يا برادر براي تسكين فشارهاي روحي، دفاع ازمنافع شخصي در ارتباط با ديگران.
در خانواده هاي تك فرزند، والدين و فرزندان هر دو احساس مي كنند نياز شديدي به يكديگر دارند. پس ناگزير به مراعات يكديگر هستند، ولي خانواده هاي چندفرزندي چنين نيستند، دعواهاي مكرر، جريحه دار شدن احساسات و عصبانيت در خانواده هاي چندفرزندي رايج است و كودكان معمولاً براي كنترل اين احساسات راهي مناسب مي يابند و بار ديگر با هم بازي مي كنند.
ويژگي هاي تك فرزندان
آنها نمي توانند نااميدي ها و فشارهاي روحي را تحمل كنند. چنانچه توهيني به آنها شود، بي آن كه قصد و غرضي در كار باشد اين توهين را رفتاري عمدي و به پشتوانه نيتي خاص تفسير مي كنند. چنانچه از مسأله اي رنجيده خاطر شوند اين حالت را تا مدتهاي مديد در درون خود زنده نگاه مي دارند. آنها فقط به برقراري روابطي علاقه مندند كه دربرگيرنده منافع آنان باشد و احساساتشان را نيز جريحه دار نكند. آنها ممكن است ناراحتي هاي خود را براي ديگران بيان نكنند و فردي درونگرا شوند. ممكن است تبحر لازم را نداشته باشند تا بتوانند دعواهاي خود را با ديگران به گونه اي مديريت كنند كه در نهايت هر دو طرف راضي شوند.
اين نوع احساسات ناپخته معمولاً با تجربه هايي كه فرد در زندگي خود كسب مي كند، درمان مي شود؛ فردي كه تنها فرزند خانواده اش بود مي گويد: سالها طول كشيد تا دريافتم رفتار والدينم با من مناسب نبوده است. آنها بشدت از من حمايت كردند. تمام خواسته هايم را تامين مي كردند. به همين دليل نتوانستم ميزان تحملم را در دست نيافتن به خواسته هايم تقويت كنم. اكنون دريافته ام كه ناراحت و نااميد شدن بخشي از مشكلات دوران رشد كودك است و كودك نياز دارد چنين احساساتي را تجربه كند.
اگرچه كودكان تك فرزند اجتماعي تر از ديگر كودكان به نظر مي رسند و اعتماد به نفس بيشتري در برقراري ارتباط با بزرگسالان دارند، اما به دليل احساسات ناپخته خود ممكن است از همبازي هاي خود خجالت بكشند و ترجيح دهند با كودكان بزرگتر از خود دوست شوند.
جلوگيري از انزواي تك فرزندان
والدين بايد به فرزند خود كمك كنند تا او بتواند با كودكان همسن و سالش بازي كند. مدرسه يكي از مكان هايي است كه چنين فرصتي را در اختيار كودكان قرار مي دهد، ولي كافي نيست و بايد فرصتهاي ديگري را نيز مهيا كرد تا كودك بتواند با دوستان همسن و سالش ارتباط برقرار و به بلوغ و عاقلانه شدن احساسات خود كمك كند.
مهد كودك و آمادگي، مكاني است كه در آن كودك مي تواند احساسات نابهنجار را در بازي با كودكان همسن و سال خود تجربه كند. دعوت دوستان به منزل و رفتن به منزل دوستان يا داشتن همبازي هايي در همسايگي، از ديگر فرصتهاي مناسب است. كودكان در سنين مهدكودك دوست دارند بيشتر اوقات را با والدين خود سپري كنند، به همين دليل گاه مهدكودك براي آنان ناراحت كننده است؛ اما آنها نياز دارند در اصطكاك و صميميت با كودكان همسن و سال خود تجربه كسب و احساسات خود را عاقلانه كنند.

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم شهریور 1384ساعت 21:53  توسط محدثه | 
 

Go to fullsize image

 

Go to fullsize image

يكي از روشهاي مهم تقويت عزت نفس در كودكان، پذيرش آنان درهمه شرايط است

همه كودكان به ويژه كودكاني كه پا به مرحله رشد مي گذارند بايد از آزادي و استقلال نسبي برخوردار باشند. ولي آنچه كه آنان بايد بدانند اين است كه در اين جهان افرادي زندگي مي كنند كه ممكن است به آنان صدمه بزنند وآنچه كه والدين انجام مي دهند حفظ آنان از دست اين افراد است. فراموش نكنيد كه التيام احساسات سركوب شده دوران كودكي به ويژه كودك بزهكار مشكل و سخت است.
تقويت عزت نفس كودكان
مي گويند كودكان بزهكار به توجه، محبت و پذيرش بيشتري نياز دارند. اغلب آنان احساس انزوا و جدايي مي كنند كه اين امر آسيب پذيري آنان را نيز افزايش مي دهد. به عبارت ديگر كودكاني كه داراي حس خودارزشي هستند كمتر دچار بزهكاري مي شوند. بنابراين چه بايد بكنيد تا عزت نفس را در كودكتان تقويت كنيد. براي انجام اين مهم چهار ركن وجود دارد. محبت، زمان، انضباط، پذيرش.
بيشتر اوقات دوست داشتن كودكان خيلي ساده و آسان است و در برخي مواقع مشكل.
ابراز محبت به كودكي كه پيوسته بي تربيت، ناسازگار و بدخلق است، همچون بيشتر كودكاني كه دوران بلوغ را سپري مي كنند، سخت است.
جالب است بدانيم در اين زمان است كه او به محبت بيشتري نياز دارد. والديني كه هم در دوران سركشي و ستيز كودكان و هم در دوراني كه كودكان نوپا مي باشند و از شيريني خاصي برخوردارند به آنان توجه مي كنند در واقع پايه عزت نفس كودكانشان را مي سازند.
وقتي را كه با كودكتان مي گذرانيد يكي ديگر از مواردي است كه براي تقويت عزت نفس او مهم است.كودكان به زمان با كيفيت نياز دارند. آنان به شما نياز دارند تا در حياط مدرسه و بازي وحتي در برخي زمانهاي معمولي در كنارشان باشيد. اين بدين معنا نيست كه شما بايد كاملاً در همه احوال مراقب كودكانتان باشيد. اغلب براي بيشتر كودكان فقط حضور والدين در خانواده كافي است. گاهي اوقات مشغله كاري در بيرون از خانه به قدري زياد است كه مجبوريم زمان خيلي كمي را با كودكانمان بگذرانيم هيچ چيز مشكل تر از اين نيست كه براي بودن با كودك زمان كافي پيدا كنيم، ولي بايد بدانيم كه اين زمان براي رشد كودك اهميت دارد.
حكمفرما كردن انضباط در خانواده كاري بس مشكل است.تنظيم قوانين منصفانه و به كار بستن آنها به طور منطقي مي تواند مهارتهاي هر پدر و مادري را آزمايش كند. مهم نيست كه شما چه حد و حدودي رادرمورد كودكانتان بكار مي بريد زيرا آنان همواره در جستجوي راههايي براي شكستن اين حد و حدود هستند. اين امر طبيعي است. ولي كودكاني كه از قوانين و حد و حدود آن تبعيت مي كنند، احساس مهم بودن مي كنند. مهم نيست كه تا چه اندازه آنان ممكن است ازخود مقاومت نشان دهند.
يكي ديگر از اركان عزت نفس در كودكان پذيرش است كه انجام آن دشوار مي باشد. براي والدين طبيعي است كه نسبت به كودكانشان اميدواري زيادي داشته باشند.
همه ما دوست داريم كه كودكانمان داراي تحصيلات دانشگاهي بوده و يا بهترين شاگرد در كلاس درس باشند. ما از كودكانمان انتظارات زيادي داريم ولي آنان بيشتر انتظارات ما رابرآورده نمي كنند. يكي از روشهاي مهم تقويت عزت نفس، پذيرش كودكان در همه شرايط است. هر كودكي داراي مشخصه منحصر به فرد خويش مي باشد و از نقاط ضعف و قوت برخوردار است. به طور يقين ما بايد انتظار داشته باشيم كه كودكانمان تا آنجا كه مي توانند تلاش كنند. در هر صورت چه آنان در كاري به راحتي موفق شوند يا به سختي ازآن عبور كنند، تشويق كارهايشان و تصديق قوه خود ارزشي براي آنان بسيار ضروري است.
تا آنجايي كه مي توانيد وقت زيادي را با كودكتان بگذرانيد. اگر شما بيش از يك فرزند داريد سعي كنيد طوري وقت خود را تقسيم كنيد كه به هر يك از فرزندانتان زمان كافي اختصاص يابد. گرچه تنظيم زمان بندي بدين شكل مشكل است، ولي اين مسأله براي رشد كودك ضروري است حتي اگر لازم باشد از فعاليتهاي ديگر زندگي خود صرف نظر كنيد.
هميشه سعي كنيد در لحظه هاي مهم زندگي فرزندانتان حاضر باشيد. حضور در بازيهاي مدرسه اي، مراسم اعطاي جوايز و… لحظات مهمي هستند كه طبيعتاً كودكان دوست دارند با شما سهيم شوند.
قوانين روشني را تنظيم كرده و آنان را اجرا كنيد. سعي نكنيد در اجراي آن از تنبيه هاي مختلف استفاده كنيد. كودكان اشتباه خواهند كرد و هيچكس هميشه از تمام قوانين پيروي نخواهد كرد. محدوديتها را استوار ولي دوستانه اجرا كنيد.
به كودكان خود اميدوار باشيد. به جاي نصيحت كردن آنان براي انتخابهاي بد، انتخاب خودآنان را مورد تمجيد قرار دهيد. همه كودكان دچار اشتباه مي شوند. به كودكان كمك كنيد كه از اشتباهات خود پلي براي موفقيت بسازند. به احساسات كودكانتان احترام بگذاريد. هرگز نسبت به ترديدها، ترسها، عقايد وافكار آنان بي اهميت نباشيد.
پيشرفت كودكانتان را ارج نهيد. كودكانتان بايد بدانند كه شما از آنان انتظارتلاش فراوان داريد ولي ظرفيتهاي آنان را نيز مي شناسيد پيشرفتهاي آنان را تمجيد كرده و هرگز آنها را به خاطر اشتباهاتشان شرمسار نمي كنيد.
عقايد و ارزشهاي خود را با كودكانتان درميان بگذاريد. با آنان صحبت كنيد و به صحبتهايشان گوش فرادهيد تا بدين وسيله به آنها اعتماد به نفس بدهيد.

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم شهریور 1384ساعت 21:50  توسط محدثه | 
به خود آي....
نه مرادم نه مريدم نه پيامم نه نويدم نه سلامم نه عليكم نه سياهم نه سپيدم نه چنانم كه تو گويي نه چنينم كه تو خواني نه آنگونه كه گفتندو شنيدي نه سمايم نه زمينم نه به زنجير كسي بسته و برده ي دينم نه سرابم نه براي دل تنهايي تو جام شرابم نه گرفتارو اسيرم نه حقيرم نه فرستاده ي پيرم نه بهر خانقه و مسجدو ميخانه فقيرم نه جهنم نه بهشتم نه چنين است سرنوشتم اين سخن را من از امروز نه گفتم نه نوشتم بلكه از صبح ازل با قلم نور نوشتم: حقيقت نه به رنگ است و نه بو نه به هاي است و نه هو نه به اين است و نه او نه به جام است و سبو گر به اين نقطه رسيدي به تو سر بسته و در پرده بگويم تا كسي نشنود اين راز گهر بار جهان را: آنچه گفتندو سرودند تو آني خود تو جان جهاني گر نهاني و عياني تو هماني كه همه عمر به دنبال خودت نعره زناني تو نداني كه خود آن نقطه ي عشقي تو اسرار نهاني همه جا تو نه يك جاي نه يك پاي همه اي با همه اي هم همه اي تو سكوتي تو خود باغ بهشتي ملكوتي تو به خود آمده از فلسفه ي چون و چرايي به تو سوگند كه اين راز شنيدي و نترسيدي و بيدار شدي در همه افلاك خدايي نه كه جزيي نه چون آب در اندام سبويي خود اويي به خود آي تا به در خانه ي متروكه ي هر عابد و زاهد ننشيني و به جز روشني و شعشعه ي پرتوي خود هيچ نبيني و گل وصل بچيني.....!

منبع:

از صدای عشق و دوستی

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم شهریور 1384ساعت 21:34  توسط محدثه |